آیا ارز دیجیتال بدون پشتوانه است؟

شاید برای پاسخ به این پرسش باید به گذشته و تاریخ پیدایش پول بازگردیم .با یک سوال کلیدی شروع کنیم.

پول چطور ارزشمند شد و آیا دلار با پشتوانه است؟ آیا طلا پشتوانه است؟

بشر تنها به علت قرارداد اجتماعی و نه ارزش ذاتی طلا آن را معیار ارزش گذاری سایر کالا ها قرار داد اتفاقی که میتوانست برای مس هم رخ دهد یا حتی صدف های کنار ساحل و… کما آنکه با کشف امریکا بومیان آن منطقه ارزشی برای منابع طلا قائل نبودند. برعکس گندم و میوه ها که از استفاده ای که از آنها میشد ارزش آنها معین میشود.

بعد از یکجا نشینی و نیاز به تبادل  و تجارت و سختی مبادلات کالا به کالا  افرادی معتمد شدند تا با صدور حواله از خطرات جابه جایی طلا و مسکوکات جلوگیری کنند که ما آنها را به عنوان صراف میشناسیم و با ورود حاکمیت به صدور این حواله ها پول کاغذی با پشتوانه طلا ایجاد شد. در واقع پشتوانه ی پول کاغذی طلا و پشتوانه طلا مقبولیت آن نزد مردم است.

نه طلا و نه دلار دارای ارزش ذاتی نیستند شاید خالی از لطف نباشد که در فیلم time به عنوان یک فیلم تخیلی پول جایش را به زمان داده بود چرا که بشر تمام محدودیت های حیات را شکست داده و حالا تنها چالش او زمان است تا هرچه بیشتر زندگی کند. با این حساب نقشی که ما و اجداد ما به صراف های دیروز و بانک های امروز بخشیده ایم نقشی ذاتی و غیر قابل جایگزین نیست و تا مادامی که راهکار بهتری برای جابه جایی ارزش پیدا نشود این روش پایدار خواهد بود.

تنها ۲۰ سال قبل شما برای خرید باید یک کیف پر از پول را با خود برای خرید خودرو حمل میکردید اگر به دسته چک دسترسی نداشتید و امروز کارت های بانکی بسیار متداول تر از پول نقد استفاده میشوند یا درگاه های بانکی و خرید اینترنتی نوع دیگری از جا به جایی ارزش بود.

اما امروز بدون نظارت انسان و بانک این امکان با امنیت بالا و سرعت کم نظیری فراهم است و نباید فراموش کنیم ما بانک را برای آن که بانک است نساختیم!

بانک برای تسهیل انتقال و امنیت انتقال ساخته شد و تابع قرارداد اجتماعی است و نباید خود تبدیل به مانعی برای روابط مالی افراد شود.

با فرض صحت مسائل فوق الذکر سخن از بی پشتوانه بودن بیت کوین آن هم در دورانی که بانک ها و دولت ها اقدام به انتشار پول بدون پشتوانه میکنند که خود آن پشتوانه مقبولیت عمومی است بی انصافی است چرا که بیت کوین آنچه را طلا دارد در اختیار دارد و از دلار و سایر ارز ها دسته کم یک گام جلو تر است و برتری کاربردی نسبت به طلا دارد.

طبیعی است بانک ها برای نقش دیرینه خود با ارز های دیجیتال مخالفت کنند اما میتوان حرکت آرام برخی از بانک های مهم را در زمینه شناسایی فرصت های آینده مشاهده کرد که نشان از نقش غیر قابل انکار بلاک چین در آینده فناوری های مالی دارد.

در ضمن با این فلسفه چیزی به نام حباب قیمت برای بیت کوین بی معنی است و تا زمانی که حتی یک نفر حاضر به پرداخت مبلغ مورد نظر شما باشد حباب قیمت بی معنی است.

نباید فراموش کنیم که بیت کوین و بلاک چین برای باز گرداندن چرخه اقتصاد به دست مردم در برابر حاکمیت ایجاد شد و قرار گرفتن آن به عنوان یک تکنولوژی تسهیل کننده در اختیار بانک های بزرگ تخطی از مانیفست بیت کوین و تحدید قابلیت های آن است.

آرمان باباگل

دپارتمان حقوق مالکیت فکری و فناوری

گزارش بانك جهانی؛ شاخص‌های اقتصادی منتخب

گزارش بانك جهانی؛ شاخص‌های اقتصادی منتخب

 

دانلود فایل این دیدگاه PDF

ویژگی های لایحه بودجه کل کشور سال ۱۴۰۰

ویژگی های لایحه بودجه کل کشور سال ۱۴۰۰

دانلود فایل این دیدگاه PDF

نکات کلیدی قراردادهای خرید و فروش LNG

شیوه های متفاوتی در مورد نحوه انتقال گاز طبیعی از حوزه های گاز و نفت به بازارهای مصرف وجود دارد که شامل: خطوط لوله (PNG)، گاز طبیعی مایع شده (LNG)، فناوری گاز متراکم (CNG)، فناوری هیدرات گاز طبیعی  (NGH) و تبدیل گاز به سوخت مایع (GTL) هستند.

الف) LNG که مخفف (Liquefied Natural Gas) است، به گاز طبیعی گفته می‌شود که موقتاً برای ذخیره‌سازی یا ترابری در حجم زیاد به حالت مایع تبدیل شده‌ است. گاز طبیعی به طور کلی به دو روش، قابلیت انتقال و خرید و فروش پیدا می­ کند که اولین روش آن، ایجاد یک خط لوله از مبدأ تا مقصد مورد نظر است و دومین روش، LNG یا گاز مایع سازی ­شده است. به دلیل مسافت بسیار زیاد و هزینه های بالای انتقال گاز، بازار واحدی در جهان برای انتقال گاز وجود ندارد و همچنین برای ایجاد زیرساخت های انتقال گاز، نیاز به سرمایه گذاری های کلان در حد ۱۰ برابر صنعت نفت هست و طرفین در قراردادهای خرید و فروش LNG با هدف و تعهدات خاصی این قراردادها را منعقد می­ کنند که این معاملات بعضاً در قالب جوینت ونچر است. در معاملات جوینت ­ونچرکه سرمایه گذاری به صورت مشترک انجام می ­شود، باید میزان سرمایه­ گذاری هر طرف در قراردادهای خرید و فروش LNG مشخص باشد. قراردادهای LNG ممکن است بلند مدت یا کوتاه مدت باشند. طرفین در این قراردادها، باید بر روی شیوه انتقال گاز، بسته به نوع تکنولوژی که در نظر دارند توافق کنند تا  برحسب مورد، مفاد مخصوص همان شیوه در قرارداد منعقد شود.

ب) فروشنده برای توسعه و بهره برداری میدان های گازی و انعقاد قرارداد خرید و فروشLNG، نیازمند یک تضمین درآمد از سمت خریدار است. یعنی خریدار در قرارداد متعهد می شود تا گاز تولید شده را از فروشنده خریداری کند. در صورتی که گاز تولید شده خریداری نشود، خریدار باید حداقل مبلغی که در قرارداد به توافق رسیده را به فروشنده پرداخت کند .

ج) یکی دیگر از مسائل مهم در قراردادهای خرید و فروش LNG، نحوه تحویل است. یکی از این روش ها، FOB یا فوب می باشد و زمانی اتفاق می افتد که فروشنده، کالا را از روی نرده کشتی در بندر مبدأ عبور داده و ریسک خود را خاتمه داده است. هزینه حمل و همچنین عقد قرارداد حمل از بندر تحویل، بیمه و بازرسی به عهده خریدار است. از ویژگی های حمل و نقل LNG با کشتی این است که در اثر گرم شدن، محموله بخار می شود و خریدار، این تبخیر LNG را تقبل نموده و در مقابل، فروشنده آن مقدار تبخیرشده را جبران می نماید که به آن تخفیف تبخیر* می­ گویند. همچین به دلیل اینکه خریدار هزینه حمل بیشتری را متحمل می شود، فروشنده موظف است تخفیفی را بابت حمل و نقل لحاظ کند که در واقع تعدیل قیمت رخ می دهد و زمانی کاربرد دارد که  بازار با مازاد عرضه مواجه باشد و عرضه کنندگان با یکدیگر به رقابت بپردازند. اما زمانی که شرایط بازار فروش حاکم، و مازاد تقاضا وجود داشته باشد، این تعدیل به صورت منطقی باید کم شده و در نهایت حذف شود.

د) بحث آخر، در مورد قیمت گذاری LNG  در قرارداد ها است که به چند روش صورت می گیرد. این روش ها عبارتند از:

+ قیمت­ گذاری مقطوع که در اولین قراردادهای LNG به کار می رفته است. این روش قیمت­ گذاری امروزه کمتر در قراردادها به کار می رود و معمولاً در معاملات اسپات LNG از آن استفاده می شود.

+ قیمت گذاری مبتنی بر هزینه.

+ قیمت­ گذاری مبتنی بر نفت خام.

+ قیمت­ گذاری مبتنی بر گاز و روش بازگشتی.

 

*BOIL OFF Allowance

 

رقیه اصغری

دپارتمان حقوق انرژی(نفت، گاز و پتروشیمی)

نفت و گاز شیل

 منابع نفتی به دو دسته ی متعارف و غیرمتعارف تقسیم می شوند. به نفت و گازی که نفوذ پذیری راحتی دارد و با حفاری چاه، وجود فشارهای طبیعی، و با پیرتر شدن چاه، به کمک پمپ جک ها یا تزریق آب و گاز نفت از مخزن خارج می شود و با روش های مرسوم، قابلیت استخراج و تولید اقتصادی دارند منابع نفت وگاز متعارف می گویند. ولی به نفتی که در سنگ های نفوذ ناپذیرند، و در مخازن جریان ندارند و معمولاً نیاز به شکافت هیدرولیکی و حفاری از نوع افقی دارد، منابع غیرمتعارف نفت می گویند. نفت فوق سنگین، ماسه های نفتی و نفت شیل (Shale) جزء منابع غیر متعارف هستند. در گذشته کشورهای صاحب نفت، شیل را جزء منابع نفتی نمی دانستند زیرا هیچ فناوری پیشرفته ای برای استخراج و تولید آن موجود نبود. اما امروزه با توجه به پیشرفت فناوری در زمینه ﺣﻔﺎری اﻓقی، استخراج نفت شیل میسر شده است. در حفاری افقی، ابتدا چاه را به صورت عمودی حفاری میکنند تا به سازند شیل برسند که همین امر ﺑﺎﻋﺚ اﻓﺰاﻳﺶ ﺳﻄﺢ ﺗﻤﺎس ﭼﺎه ﺑﺎ ﺳﺎزﻧﺪ و در نتیجه باعث سه برابر شدن میزان ﺗﻮﻟﻴﺪ نسبت به حفاری عمودی می شود.

الف- مزایا و معایب استخراج نفت و گاز شیل

وجود فناوری های پیشرفته حفاری و فناوری هایی جدید نظیر شکست هیدرولیکي منجر به افزایش تولید و صرفه  اقتصادی بیشتری شده است. ولی در مقابل تخریب های زیست محیطی و آلودگی منابع آب های زیرزمینی و همچنین مصرف بسیار زیاد آب، مشکلات عدیده ای را ایجاد کرده است. در روش  شکست هیدرولیکی ابتدا سیالی با گرانروی کم و تحت فشار بالا برای ایجاد شکاف و گسترش آن به چاه وارد می شود. سپس سیال اصلی که گرانروی بیشتری دارد به چاه تزریق می گردد. این سیال حاوی مقدار مناسبی از مواد افزودنی، شن و ماسه مخصوص است که باعث افزایش وسعت شکاف ها می شود، پس از آن، نفت و گاز از طریق شکاف ها جریان پیدا کرده و به سطح می رسند. برای استفاده از فناوری شکست هیدرولیکی در سطح وسیع به مواد شیمیایی نیاز است که اگر از طریق نشت لوله به محیط برسد انسان را دچار بیماری هایی نظیر سرطان می کند. همچنین به مقدار زیادی آب برای شکست هیدرولیکی نیاز است که معمولاً از طریق ذخایر آب های زیرزمینی تاًمین می گردد که همین امر، منجر به آلودگی آب های شیرین و حتی جاری شدن  سیل می گردد. همچنین به علت تزریق ﺳﻴﺎل ﺑﻪ ﻣﺨﺰن ﺷﻴﻞ در ﻃﻮل اﺟﺮای ﻋﻤﻠﻴﺎت ﺷﻜﺴﺖ ﻫﻴﺪروﻟﻴکی ممکن است زلزله رخ دهد. در پروژه های استخراج نفت شیل، آلودگی های زیست محیطی اش صرفاً از موتورهای دیزلی نیست بلکه این آلودگی ها می تواند از طریق سوزاندن گاز (فلر)، نشت گاز از کمپرسورها و… هم  باشد. در این میان افزایش گاز متان که از خطرناک ترین  گازهای گلخانه ای محسوب می شود نگرانی ها را دو چندان کرده است چون در فرآیند استخراج شیل 35 درصد متان بیشتری نسبت به استخراج معمولی تولید می شود.

ب- رویکرد قانونی کشورهای جهان و ایران در مورد استخراج نفت و گاز شیل

کشورهایی نظیر آمریکا، کانادا، چین، استرالیا، مکزیک، فرانسه، آلمان و برزیل، جزء دارندگان ذخایر نفت وگاز شیل هستند که رویکردهای قانونی متفاوتی نسبت به منابع غیر متعارف نفت وگاز دارند. به عنوان مثال در ایالت پنسیلوانیای آمریکا، پیمانکار ملزم است فاصله 300 فوتی بین چاه های نامتعارف و تالاب ها را رعایت کند و همچنین پیمانکار حق استفاده از منابع آب برای انجام عملیات حفاری یا شکست هیدرولیکی را نخواهد داشت. درکانادا برای برای مدیریت آب تزریقی به چاه از روش بازیافت سیال برگشتی با استفاده از روش تصفیه استفاده می شود. در استرالیا استفاده از مواد شیمیایی خطرناک برای تزریق در سازند شیل محدود بوده و پیمانکار موظف است از تانکرهای مخصوص برای نگهداری مواد شیمیایی استفاده کند. درکشورهایی نظیر فرانسه، آلمان و رومانی استخراج منابع شیل ممنوع است.

در کشور ایران بر اساس مطالعات انجام شده، برآورد می‌شود که در معدن شیل نفتی در قالی کوه لرستان، 2 میلیارد بشکه نفت درجا وجود دارد  که این نفت از نوع سبک است و مطالعات و بررسی‌های نشان می دهد که در این منطقه می توان از شیل های نفتی برداشت نفت داشت. ولی در حال حاضر اولویت اصلی مسئولان کشور در زمینه بهره برداری و استخراج منابع نفت و گاز متعارف است. در زمینه استخراج نفت شیل هیچ گونه مقررات خاصی تدوین و تنظیم نشده است. پس برای موفقیت ایران در زمینه  تنظیم قوانین مختص استخراج  نفت وگاز غیرمتعارف مانند شیل، می توان از تجارب موفق سایر کشورها به ویژه ایالت متحده آمریکا که پیشتاز این مسئله هست استفاده نمود.

رقیه اصغری

دپارتمان حقوق انرژی(نفت، گاز و پتروشیمی)

انتشار اوراق سلف نفتی در بورس

 قراردادهای مختلفی در بورس وجود دارند مثل قراردادهای آتی، نسیه، نقد وغیره که  هرکدام دارای مزایایی برای خریدار و فروشنده هستند. یکی از این قراردادها، سلف می باشد.طبق این قرارداد دو طرف معامله متعهد می­شوند به صورت توافقی، یک کالای مشخصی را در تاریخ، و با قیمت مشخص مبادله کنند. پس سلف نفتی به قراردادی اطلاق می شود که، شرکت ملی نفت ایران با شرکت های تابعه، مقدار مشخص از نفت خام را در مقابل بهای نقدی، طبق قرارداد سلف، به فروش می رسانند و در سررسید به خریدار تحویل می دهد. از ویژگی های  سلف نفتی، اختیار فروش تبعی است و خریدار این اوراق در فروش آن مختار است، که در سررسید به شرکت نفت بفروشد یا از طریق بازار به دیگران بفروشد، اگرشرایط  بازار جهانی نفت خوب باشد قطعا بازدهی بیشتری خواهد داشت. همچنین سلف نفتی بر اساس قرارداد سلف موازی استاندارد نفت است. پس افراد می توانند این اوراق را قبل از سررسید بارها خرید و فروش کنند.

تفاوت عمده اوراق سلف با اوراق مشارکت و سهام این است که در اوراق سلف، می توان دامنه سود را مشخص نمود. تفاوت اوراق اجاره با اوراق سلف در این است که میزان کف و حداکثر سود برای خریدار در نظر گرفته می شود، که سود بیشتر، ولی ریسک بالاتری هم نسبت به اوراق اجاره دارد.

بعد از آشنایی با اوراق سلف نفتی، به بررسی عقاید موافقان و مخالفان انتشار اوراق سلف نقتی در بورس پرداخته ایم: افرادی که موافق عرضه اوراق سلف نفتی در بورس هستند معتقدند که دولت برای تامین مالی کسری بودجه، با توجه به وضعیت تحریم های نفتی و همچنین کاهش تقاضا و قیمت جهانی نفت، چهار راه حل پیش رو دارد:

1-کاهش هزینه ها.

 2- افزایش درآمدهای مالیاتی.

 3- فروش سهام واموال دولتی.

 4-انتشار اوراق و پیش فروش کالاهایی نظیر نفت.

در شرایط تحریمی موجود، گزینه اول و دوم محدود است ولی فروش سهام واوراق بدهی با 52 هزار میلیارد تومان به فروش رفته است. فروش اوراق سلف نفتی که فروش قطعی است باعث می شود تورم کنترل شده، و نسبت به اوراق قرضه یا رجوع به بانک مرکزی، کم هزینه تر و همزمان سود بیشتر برای دارندگان اوراق داشته باشد. پس دولت با توجه به اختیارات اعطا شده در قانون برنامه ششم توسعه، می تواند نفت خام و میعانات گازی را از طریق بورس انرژی و اوراق سلف نفت بفروشد. انتقال بدهی به دولت از دوره ای به دوره دیگر در دنیا کاملا امری مرسوم است و با رعایت نسبت های پایدار در وعده‌های دولت اشکال جدی به آن وارد نیست.

طبق دیدگاه مخالفان طرح انتشار اوراق سلف نفتی، وقتی نفت به صورت پیش خرید به مردم عرضه می شود، باید در زمان موعد، محل مصرف این محصول هم در داخل کشور وجود داشته باشد، تا خریدار بعد از موعد بتواند آن را بفروشد. با توجه به این که تکنولوژی نفت در ایران کاملاً بومی نشده و تعداد پالایشگاه های کوچک نفتی برای عرضه نفت کم است این طرح اثر مناسبی نخواهد داشت.  برخی معتقدند انتشار این اوراق، مغایر با سیاست های کلی اقتصادی نظام بوده و موجب وابستگی بیشتر بودجه به نفت است. همچنین در بودجه سال 99 مجوزی برای انتشار اوراق سلف نفتی وجود ندارد و دولت برای رسیدگی به اینکار طبق اصل 52 قانون اساسی باید نظر مجلس شورای اسلامی را جلب کند.

علت اینکه مجلس شورای اسلامی با این طرح مخالف است این است که در موقع سررسید دولت سیزدهم مقروض شده و نمی تواند با توجه به شرایط حاکم تحریم ها وعده خود را عملی کند.

در نتیجه برای سنجیدن جوانب انتشار این طرح لازم هست همه ارکان دولتی؛ مجلس، بانک مرکزی، بورس انرژی و وزارت نفت با هم به یک توافق کلی رسیده ودلایل موفقیت یا شکست این طرح را بسنجند و مرکز پژوهش های مجلس شورای اسلامی، تیم پژوهشی تشکیل داده و تجربه سایر کشورهای جهان در مورد انتشار اوراق سلف را بررسی نمایند.

رقیه اصغری

دپارتمان حقوق انرژی(نفت، گاز و پتروشیمی)

فارم اوت

فارم اوت، قراردادی است که یک طرف تعهد می کند قسمتی از منافع قراردادی خود را انتقال می دهد تا شخص ثالث در مقابل دریافت پول و منافع، تامین مالی کرده و در سود و زیان  شریک شود. قراردادهای فارم اوت در زمینه اکتشاف، مشارکت در تولید، خدمات و امتیاز منعقد می گردد. به عنوان مثال شرکت ملی نفت ایران یک قراردادی را با پیمانکار در زمینه حفاری و اکتشاف منعقد می کند و این پیمانکار صاحب منافعی ناشی از قرارداد می شود. در این میان پیمانکار اصلی با کسب اجازه و تایید شرکت ملی نفت ایران، قراردادی را با طرف ثالث منعقد کرده و قسمتی از منافع خود را  به آن انتقال می دهد به شرط آنکه طرف ثالث در تامین مالی و سود و زیان این قرارداد شریک شود. نکته مهم این است قرارداد منعقد شده مابین پیمانکار اصلی و پیمانکار ثالث باید طبق قرارداد پایه باشد.

فارم اوت در مراحل مختلف اکتشاف، توسعه و تولید صنعت نفت منعقد می گردد: در مرحله اکتشاف، طرف ثالث باید فعالیت های اکتشافی محول شده را با حفر حداقل چاه هایی که مدنظر پیمانکار اصلی است انجام دهد. البته پیمانکاراصلی بعد از مرحله اکتشاف، ترجیح می­دهد قرارداد فارم اوت را، با حق استرداد منافع منتقل شده به طرف ثالث امضا کند و در مقابل طرف ثالث متمایل است میادینی را که دقیق مکان یابی کرده است توسعه دهد. در مرحله توصیفی، طرف ثالث متعهد است، تا تجاری بودن یا نبودن و همچنین حفاری چندین چاه را با زمین شناسی خاص انجام دهد. در مرحله توسعه که همواره میدان تجاری بوده و می توان آن را گسترش داد، به این صورت دارنده میدان اصلی ترجیح می دهد قراردادی برای تامین مالی انعقاد کند که منفعت خالص را انتقال ندهد بنابراین با شرکت هایی که علاقه مند به شراکت هستند فارم اوت منعقد می گردد.

در قراردادهای فارم اوت حتما باید بین سرمایه گذاری طرف ثالث که منافع به او انتقال داده شده و محلی که این سرمایه هزینه شده و سهم الشرکه ارتباط منطقی وجود داشته باشد. همچنین هرگونه قراردادی که مابین پیمانکار اصلی و طرف ثالث منعقد می گردد برای سهم الشرکه، همان چیزی مدنظر قرار می گیرد که طبق قرارداد، پایه و اهداف دو طرف است یعنی اگر فقط برای این قرارداد منعقد شده که طرف ثالث در ارزیابی و اکتشاف چاه سهم الشرکه دریافت کند، طرف ثالث  نمی تواند ادعای سهم الشرکه در حفاری منتهی به تولید کند. مهم ترین مسئله در قراداد فارم اوت این است که، اگر طرف ثالث یک خارجی باشد حتما باید موافقت دولت میزبان، که یکی از شروط اساسی قرارداد پایه فارم اوت است لحاظ شود در غیر این صورت قرارداد از حیث اعتبار ساقط می گردد.

اغلب، فارم اوت را با قراردادهای عملیات مشترک هم عرض می دانند، در حالی که عملیات مشترک اولاً به شکل یک کنسرسیوم متشکل از اعضا هست که سهم الشرکه خود را از قبل داشته و فقط قراردادی برای مدیریت یا اجرای پروژه منعقد می کنند. ثانیاً اعضای کنسرسیوم هر یک به اندازه سهم الشرکه خود و تشریفات قراردادی تامین مالی می کنند و می توان قرارداد عملیات مشترک را، هم پیش از انعقاد قرارداد، هم بعد ازفارم اوت منعقد کرد.

منبع: Analyzing Oil and Gas Farmout Agreements, John S. Lowe

دکتر محمدحسین حیدرپور

دپارتمان حقوق انرژی(نفت، گاز و پتروشیمی)

انرژی های تجدیدپذیر

با بررسی تعاریف حقوق بین الملل از انرژی تجدیدپذیر و تجدیدناپذیر به این نتیجه میرسیم که علت تقسیم انرژی ها  به تجدیدپذیر و تجدیدناپذیر در جهان این است که انرژی های تجدید­ ناپذیر روزی به پایان رسیده و به شدت مخرب محیط زیست هستند. در حالی که منابع خورشیدی، بادی، برقی، آبی و زمین گرمایی انرژی های تجدیدپذیر هستند به دلیل اینکه هرگز به پایان نمی رسند و با محیط زیست سازگارند.

اغلب انرژی های تجدیدپذیر را با انرژی های نو، هم عرض می دانند در حالی که با هم متفاوت هستند. همچنین ناگفته نماند که مصداق هر دو یکی است ولی رابطه آن ها با هم عموم و خصوص مطلق است یعنی تمام منابع انرژی نو در حقیقت انرژی تجدید پذیرند، اما تمام منابع انرژی تجدیدپذیر، منابع انرژی نو به شمار نمی روند.

پیرامون اصول بین الملل و انرژی های تجدیدپذیر به اعلامیه استکهلم و اعلامیه ریو و رویکرد گات درباره انرژی تجدیدپذیر می پردازیم. طبق اصل 21 اﻋﻼﻣﻴﺔ اﺳﺘﻜﻬﻠﻢ، ﻛﺸﻮرﻫﺎ طبق ﻣﻨﺸﻮر ﺳﺎزﻣﺎن ﻣﻠﻞ ﻣﺘﺤﺪ و اﺻﻮل 21 ﺣﻘﻮق ﺑﻴﻦاﻟﻤﻠﻞ، ﺣﻖ ﺣﺎﻛﻤﻴﺖ ﺑﺮاي ﺑﻬﺮه ﺑـﺮداري از  ﻣﻨـﺎﺑﻊ  طبیعی ﺑـﺎ در  ﻧﻈـﺮ  ﮔـﺮﻓﺘﻦ ﺳﻴﺎﺳﺖﻫﺎي زﻳﺴﺖﻣﺤﻴﻄﻲ  ﺧـﻮد را دارﻧـﺪ و  ﻫـﻢ ﭼﻨـﻴﻦ  فعالیت هایی که در محدوده حاکمیتی خود انجام می دهند نباید به محیط زیست سایر کشورها و مناطقی که خارج از حاکمیت این کشور است،  لطمه بزند.  همچنین مطابق اصل 2 اعلامیه ریو حق حاکمیت دولت ها بر منابعشان با در نظر گرفتن سیاست های زیست محیطی و توسعه ای ملی و مسئولیت دولت ها در کنترل فعالیت های واقع در قلمروشان به منظور پیشگیری از صدمات زیست محیطی فرامرزی است. اﻧﺮژي در رواﺑﻂ ﺗﺠﺎري ﺑﻴﻦ اﻟﻤﻠﻠﻲ از اﻫﻤﻴﺖزیادی ﺑﺮﺧﻮردار اﺳﺖ . اما ﺳﺎزﻣﺎن تجارت جهانی به بحث انرژی ﻣﺸﺨـﺼاً نپرداخته اﺳﺖ ﻛﻪ اﻳﻦ ﻣﻮﺿﻮع ﺳﺒﺐ بروز ﻣﺸﻜﻼﺗﻲ در زﻣﻴﻨﺔ  ﺗﻨﻈﻴﻢ ﻣﻘﺮرات ﻣـﺮﺗﺒﻂ ﺑـﺎ ﺗﺠـﺎرت ﻛـﺎﻻ و ﺧﺪﻣﺎت در ﺑﺨﺶ اﻧﺮژي ﺷﺪه است. یکی از راهکارهای عملی سازمان جهانی تجارت در برخورد با کالاهای مرتبط با انرژی تجدیدپذیر که پس از بروز اختلافات در نظر گرفت، انجام مذاکرات در خصوص انعقاد موافقت نامه بین المللی در زمینه کالاهای زیست محیطی است. در 18 ژوئیه 2014، هجده کشور به نمایندگی از 46 عضور سازمان جهانی تجارت مذاکرات مربوط به حذف تعرفه تعدادی از محصولات مرتبط با محیط زیست از قبیل توربین های بادی و صفحه های خورشیدی را آغاز کرده اند. این دسته از محصولات  انرژی های تجدیدپذیر، قابلیت نیل به اهداف حمایت از محیط زیست و جو کره زمین  و تولید هوای پاکیزه ، بهبود انرژی و مبارزه با آلودگی صوتی را برخوردارند. این موافقت نامه ها قطعاً به بهبود شرایط بازار این دسته از محصولات خواهد انجامید.

با توجه به این نکته که محیط زیست به منزله مصادیق حقوق بشر در اسناد بین الملی است و سوخت های فسیلی، به دلیل انتشار گازهای گلخانه ای عامل اصلی گرم شدن کره زمین اند و انرژی تجدیدپذیر یک منبع انرژی پاک است و باعث کاهش آلودگی می شود، در حال حاضر حقوق بین الملل تعهد معینی برای توسعه پایدار به دولت ها تحمیل نکرده است. در حالی که در توافق اتحادیه اروپا در سال 2009 کشور های عضو موظف شدند 20 درصد از مجموع انرژی تولیدی را از منابع انرژی تجدیدپذیر تامین کنند که همین امر نشان می دهد تعهدات  استفاده از انرژی های تجدیدپذیر، مغایر با اصل حاکمیت ملی بر منابع کشورها نیست.

رقیه اصغری

دپارتمان حقوق انرژی(نفت، گاز و پتروشیمی)

: بلاک چین و فعالیت کشتی ها-موسسه حقوقی داد و خرد

بلاک چین و حمل و نقل دریایی – ۴

بخش چهارم: بلاک چین و فعالیت کشتی ها

تاثیر بهره گیری از بلاک چین در کشتیرانی

از بلاک چین به عنوان بزرگترین تحول در حمل و نقل بعد از پیدایش کانتینر یاد می کنند. این نشان دهنده دو واقعیت است: اول اینکه صنعت حمل و نقل دنیا به این فن آوری روی خوش نشان داده و دوم اینکه در همین مدت کوتاهی که محصولات مختلف مبتنی بر بلاک چین در بخش حمل و نقل و لجستیک مورد بهره برداری قرار گرفته، اثر قابل توجهی از خود به جای گذاشته است. به این معنی که متصدیان و متولیان این صنایع به خوبی متوجه مزایای استفاده از این فن آوری در بخش های مختلف فعالیت خود شده اند.

صنعت کشتیرانی به دلیل پیچیدگی تراکنش ها، تعداد زیاد اشخاص دخیل در زنجیره حمل، انباشت اسناد و مدارک و بطور کلی وضعیت ناکارآمدی که دارد، می تواند به بلاک چین به چشم عاملی برای صرفه جویی در زمان و هزینه نگاه کند. در سه یادداشت قبلی به آشنایی با بلاک چین، تاثیر آن در زنجیره حمل و مزایای استفاده از آن در اسناد حمل پرداختیم. آنچه در این یادداشت مورد بررسی قرار می گیرد، تاثیر استفاده از بلاک چین در فعالیت شناورهاست که در قالب چند بخش توضیح داده می شود.

۱. مکان یابی دقیق کشتی: هر فعالیتی که در رابطه با محموله یا شناور انجام شود، اطلاعات آن در بلوک ثبت شده و بین افراد ذینفع یا دخیل در زنجیره حمل به اشتراک گذاشته می شود. این فعالیت می تواند پهلو گرفتن کشتی در یک بندر باشد یا تخلیه کانتینر و یا تغییر دمای کانتینر یخچالی یا حتی وضعیت آب و هوا. مجموع این اطلاعات به صورت آنی و زنده در بلوک های مربوطه ثبت می شود. در نتیجه از مجموع اطلاعاتی که به واسطه تراکنش ها و فعالیت ها در دفترکل قرار می گیرد، مکان دقیق کشتی به صورت همزمان برای افرادی که مجاز به دسترسی باشند قابل رویت است.

۲. کاهش زمان روند اداری حمل: بخشی از زمانی که صرف ارسال یک محموله می شود به دلیل زیاد و طولانی بودن مراحل جمع آوری اطلاعات و پردازش داده هاست. بلاک چین تمام این فرایند را به یک مرحله تبدیل می کند و ادامه فعالیت ها به صورت خودکار انجام می شود. جزئیات مورد نظر در بلوک ها ثبت شده و بلوک های متصل به یکدیگر، صحت این جزئیات را ارزیابی و تایید یا رد می کنند. این مزیت باعث می شود که مدت زمان حمل تا ۴۰٪ کاهش پیدا کند.

۳. جلوگیری از تاخیر در تحویل و معطلی کشتی: استفاده از بلاک چین می تواند باعث حذف ارتباطات یک-به-یک و یا استعلام های مختلف شده و سرعت بیشتری به پروسه حمل ببخشد. زمانی که اسناد فروش، حمل و پرداخت در یک بلوک ذخیره شده باشد و دسترسی به آنها در زمان کوتاهی ممکن باشد، طرفین بدون نیاز به استعلام و گذشت زمان تا دریافت پاسخ، می توانند اطلاعات مورد نیاز خود را از بلوک دریافت کنند. برای مثال بار به بندر مقصد می رسد، فروشنده (فرستنده) و گیرنده کالا در بلوک مشاهده می کنندکه بار رسیده. به وسیله قرارداد هوشمندی که در بلوک وجود دارد، پرداخت به فرستنده انجام می شود و کالا تحویل می شود. کالا به موقع تخلیه شده و هزینه دموراژ بر دوش گیرنده تحمیل نمی شود. اگر بلوک اسناد پرداخت گیرنده (خریدار) را تایید نکند، فرستنده مطلع می شود و کالا هم تحویل نمی شود. در نتیجه ترتیب دیگری برای فروش کالا اتخاذ می شود.

۴. استفاده بهینه از ظرفیت کشتی: با توجه به سرعت بالای ثبت اطلاعات و جمع شدن آنها در دفترکل، مشخص است که کشتی چه میزان از بار خود را تخلیه کرده و چه میزان ظرفیت بارگیری دارد. بنابراین قبل از رسیدن به بندر بارگیری و یا بندر مقصد، اشخاصی که قصد استفاده از خدمات کشتی را دارند می توانند ظرفیت موجود و دقیق کشتی را ملاحظه کرده و اقدام به ثبت درخواست نمایند.

۵. تسریع در روند تخلیه و بارگیری: با ثبت اسناد و قراردادها در بلوک های مختلف و تایید خودکار آنها، زمان کمتری صرف استعلام از منابع یا افراد مختلف می شود و حذف همین روند وقت گیر باعث سرعت بخشیدن به عملیات فیزیکی بارگیری، بارچینی و تخلیه می شود.

۶. شفافیت عملکرد: گفتیم که وقایع به صورت لحظه ای در بلوک ها ثبت می شود. صحت این وقایع با زیرساختی که در بلاک چین تعریف شده تایید می شود و درنتیجه درصد ورود اطلاعات نادرست به دفترکل بسیار اندک است. از جمله این اطلاعات می توان به اتفاقاتی که در طول حمل یک محموله پدید می آید اشاره کرد. اینکه وضعیت دریا یا آب و هوا چه تغییراتی داشته، آیا در طول مسیر دریانوردی انحرافی صورت گرفته و دلیل آن چه بوده، سرعت حرکت کشتی، وضعیت بارچینی و قرارگرفتن محموله و مسائلی از این قبیل. دسترسی افراد مجاز به دفترکل متشکل از بلاک چین شامل تمام این اطلاعات می شود و درنتیجه شفافیت کامل عملکرد کشتی و متصدی حمل را به دنبال دارد.

در یادداشت بعدی به بلاک چین و کاربرد آن در کانتینر و عملیات کانتینری می پردازیم.

دکتر کورش مجدزاده خاندانی

دپارتمان حقوق بازرگانی بین المللی و سرمایه گذاری خارجی

مقاله قراردادهای هوشمند (Smart Contracts)-موسسه حقوقی داد و خرد

قراردادهای هوشمند (Smart Contracts)

قراردادهای هوشمند (Smart Contracts)

دانلود فایل این دیدگاه PDF

مقدمه

بلاک چین  block chainیک سیستم غیرمتمرکز موجود بین تمام طرفهای مجاز است. در این سیستم هیچ گونه واسطه‌ای Middlemen موجود نیست و بدین ترتیب از هرگونه مناقشه جلوگیری و در زمان صرفه جویی می‌شود. بلاک چین ها مشکلات خود را دارند، اما آنها به طور غیرقابل انکاری، سریع تر، ارزان تر و امن تر از سیستم‌های سنتی هستند. به همین دلیل بانک‌ها و دولت‌ها خواه ناخواه به آنها تبدیل می شوند.

در سال ۱۹۹۴، نیک سابو، پژوهشگر حقوقی و رمزگشا، متوجه شد که این سیستم غیرمتمرکز می‌تواند برای قراردادهای هوشمند مورد استفاده قرار گیرد. به عقیده وی، اهداف کلی طراحی قرارداد هوشمند، برآورده ساختن شرایط قراردادی مشترک (مانند شرایط پرداخت، حق حبس،  محرمانگی و حتی الزام به انجام تعهد) به حداقل رساندن استثنائات مخرب و تصادفی و به حداقل رساندن نیاز به واسطه‌های مورد اعتماد است.

اهداف مرتبط اقتصادی چنین طراحی عبارتند از: کاهش ضرر و زیان ناشی از تقلب، کاهش هزینه داوری و هزینه‌های اجرا، و سایر هزینه‌های معامله. بعضی از فن آوری هایی که امروزه وجود دارند می‌توانند به عنوان قراردادهای هوشمند خام مورد توجه قرار گیرند مانند پایانه های POS و کارت های اعتباری، EDI.

در این فرمت قراردادها می‌توانند به یک کد کامپیوتری تبدیل شوند، ذخیره شده و در سیستم تکرار شوند و توسط شبکه کامپیوتری که یک بلاک چین را اداره می‌کند، نظارت شوند. این امر همچنین منجر به بازخوردی از قبیل انتقال پول و دریافت محصول یا خدمات می شود. قرارداد هوشمند به شما کمک می‌کند پول، اموال، سهام، یا هر چیز با ارزش دیگری را با یک روش شفاف و بدون تضاد و بدون استفاده از خدمات واسطه‌گری، مبادله کنید.

قرارداد هوشمند (Smart Contract) چیست؟

بهترین روش برای توصیف قراردادهای هوشمند، مقایسه این تکنولوژی با یک دستگاه فروش خودکار است. شما به یک وکیل یا یک دفتر اسناد رسمی مراجعه می‌کنید، هزینه را به آنها پرداخت کرده و صبر می‌کنید تا اسناد مورد نظر را دریافت نمایید. با قرارداد هوشمند، شما به سادگی یک بیت کوین را به دستگاه فروش خودکار می‌اندازید و بدین ترتیب سپرده‌ها، گواهینامه رانندگی یا هر چیزی که مورد نظرتان است، به حساب شما وارد می‌شود.

نکته قابل توجه این است که، قراردادهای هوشمند نه تنها قوانین و ضمانت‌های اجرای قرارداد را همانند یک قرارداد سنتی تعریف می‌کنند، بلکه به طور خودکار این تعهدات را اجرا می‌کنند. در یک قرارداد هوشمند، یک دارایی یا ارز به یک برنامه منتقل می‌شود و برنامه این کد را اجرا می‌کند. در بعضی موارد این برنامه یک وضعیت را به صورت خودکار تایید و به طور خودکار تعیین می‌نماید که آیا دارایی باید به یک نفر یا به فرد دیگر منتقل شود یا این که باید فورا به شخصی که آن را فرستاده مسترد گردد و یا ترکیبی از این‌ها به کار گرفته شود. در عین حال، دفتر مرکزی غیرمتمرکز نیز این سند را ذخیره، تکرار و تثبیت می‌کند و به آن امنیت قطعی اعطاء می‌کند.

اساسا، از طریق ریاضیات دقیق، قراردادهای هوشمندانه می‌توانند شرایط قرارداد را مورد مذاکره قرار دهند، به صورت خودکار انجام و اجرای شرایط توافق شده را بدون استفاده از یک سازمان مرکزی تایید نمایند. قراردادهای هوشمند واسطه‌هایی مانند دفتر اسناد رسمی، نماینده‌ها و وکلا را حذف می‌کنند.

یک مثال

فرض کنید شما یک واحد مسکونی از من اجاره می‌کنید. شما می‌توانید این کار را از طریق بلاک چین و با پرداختن ارز دیجیتال cryptocurrency انجام دهید. شما یک رسید دریافت می‌کنید که در قرارداد مجازی مابین ما نگهداری می‌شود؛ من به شما کلید ورودی دیجیتال می‌دهم که در یک روز مشخص به دست شما می‌رسد.

اگر کلید در زمان مقرر نرسد، block chain پول شما را مسترد می‌کند. اگر من کلید را قبل از تاریخ اجاره ارسال کنم، این تابع، پرداخت اجاره بهاء را به من  و تحویل کلید را به شما معلق می‌دارد تا زمانی که تاریخ اجاره فرا برسد. این سیستم بر فرضیه «اگر-پس» استوار است و صدها نفر شاهد آن هستند، بنابراین شما می‌توانید یک تحویل بدون خطا را انتظار داشته باشید.

اگر من کلید را تحویل بدهم، مطمئن هستم که اجاره بهاء به من پرداخت می‌شود. اگر شما مقدار معینی بیت کوین ارسال کنید، کلید را دریافت می‌کنید. سند به طور خودکار پس از زمان مقرر لغو می‌شود و هیچ کدام از ما نمی‌توانیم بدون اطلاع طرف دیگر، کد را دستکاری کنیم زیرا به تمام شرکت‌کنندگان در این زنجیره به طور همزمان هشدار داده می‌شود.

شما می‌توانید از طریق قراردادهای هوشمند پول بیشتری بدست آورید. به طور معمول، اگر شما می‌خواهید آپارتمان خود را به کسی اجاره دهید، باید یک واسطه مانند سایت دیوار یا سایت‌های مشابه یافته و یا آگهی خود را در قابل پرداخت هزینه در رسانه کاغذی مثل ضمیمه آگهی‌های روزنامه همشهری منتشر کنید و سپس باید به فردی (بنگاه معاملات ملکی) که تأیید کند شخصی که آپارتمان را اجاره کرده، اجاره بهاء را پرداخت نموده، نیز دستمزد دهید. این سیستم هزینه‌ها را  کاهش می‌دهد. تنها کافی است که از طریق بیت کوین هزینه را پرداخت کنید و قرارداد خود را در دفتر مرکزی ثبت کنید تا همه ببینند.

شما می‌توانید قراردادهای هوشمند را برای انواع موقعیت‌ها از جمله حق بیمه، نقض قراردادها، حقوق مالکیت، اجرای قوانین اعتباری، خدمات مالی، فرآیندهای قانونی و… استفاده کنید.

اجزای قراردادهای هوشمند

اساسا هر قرارداد هوشمند از سه جزء تشکیل شده است:

۱. اولین جزء امضاء‌کنندگان این نوع قرارداد هستند، طرفینی که از قرارداد هوشمند استفاده می‌کنند با استفاده از امضاهای دیجیتال موافقت یا عدم توافق خود را اعلام می‌دارند.

۲. جزء دوم موضوع قرارداد است. این تنها می‌تواند چیزی باشد که در محیط قرارداد هوشمند وجود دارد. متعاقبا، قراردادهای هوشمند باید بدون محدودیت و به طور مستقیم به این جزء دسترسی داشته باشند.

۳. درنهایت، هر قرارداد هوشمند باید شامل شرایط خاص و ویژه باشد. این شرایط باید به طور ریاضی به طور کامل و با استفاده از یک زبان برنامه‌نویسی مناسب برای محیط قرارداد هوشمند توصیف شود. این شامل الزامات مورد انتظار از همه افراد دخیل و همچنین تمام قوانین، پاداش‌ها و مجازات‌های مرتبط با شرایط ذکر شده می‌باشد.

ساناز حسینی کلاهی

دپارتمان حقوق تعهدات و قراردادها